شهرگستری و شهرنشینی بعنوان پدیده غالب و جهانی درقرن بیست و بیست ویک بین 60 تا 90 درصد مردم را در کشورهای مختلف در خود جای داده و شهر گستری پس از انقلاب کشاورزی دومین انقلاب عظیم درزندگی بشری است.

درجوامع صنعتی و حتی نیمه صنعتی وجود شهرهای میلیونی و حتی بیست میلیون نفر و بیشتر رایج و شکل گیری منظومه های شهری، کلان شهرها  رو به گسترش است.

کشورهای درحال توسعه نیز بصورت شتابان و دم افزون به شهرنشینی روی آورده و لاجرم فرصت ها و تهدیدات حاصله را تجربه می نمایند.

گسترش شهرها درنتیجه افزایش جمعیت و مهاجرت های گسترده از روستاها و شهرهای کوجک است که ازجمله نتایج آن تاثیر و تغییرات گسترده در عادات و شیوه های رفتار و بلکه الگوهای اندیشه و نگرش است که غالبا از پیش قصد شده هم نیست.

اگرگروهی از صاحب نظران شهر را نماینده " فضیلت های متمدنانه " و منبع پویایی و خلاقیت فرهنگی می دانند که فرصت های توسعه اقتصادی وفرهنگی را به حداکثرمی رساند لیکن در نقطه مقابل آن گروه دیگر ، شهر را با انگ " دوزخی سیاه ازدود " می نوازند که در  آن گروه های پرخاشگر ، هنجارشکن ، بی اعتماد و غرق درخشونت و فساد زندگی  و "دنیای بیگانگان " را تشکیل می دهند .

میتوان ادعا نمود که شهرنشینی فرایندی مستقل نبوده و با الگوهای دگرگونی سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی شناسایی و تبیین می شود و لذا یکی ازجنبه های " محیط مخلوق " است که دراثرگسترش درنظام اقتصادی شکل گرفته و رابطه شهر و روستا و فرهنگ این دو نظام زندگی اجتماعی را مبهم میکند و با اثرگذاری برمحیط سنتی و فرسوده و ناکارامد نمودن نظام هنجاری و ارزشی و اخلاقی، شرایط و روند جدیدی تحت عنوان" فرهنگ شهرنشینی "را  نمایان میکند.

شهرنشینی هنجارها و باورها نظام اخلاقی رایج را به چالش کشیده  و چنانچه نظام اخلاقی و فرهنگ شهرنشینی و ظهور نظام شهروند بصورت سازگار با نیاز و شرایط جدید شکل نگیرد  انواعی از آسیب و کاستی ها برای جامعه قابل انتظار خواهدبود.

شهرنشینی در ایران با الگو گیری بیرونی و بصورت برون زا از دهه چهلم شمسی ضرب آهنگ پرشتاب خودراداشته و در نتیجه تغییرات وسیعی در عرصه و سرزمین و پخشایش  و چیدمان جمعیت صورت گرفته و  این روند سریع، جایگاه کمی و تقسیم بندی شهر و روستا در حدود نیم قرن کاملا معکوس شده و نرخ شهرنشینی در حال حاضر به بالاتر از هفتاددرصد رسیده است.

تعداد شهرهای ایران از 181 شهر در دهه 40 به 1242 شهر در سال 1396 رسیده و در حالی که طی این مدت جمعیت کشورحدود سه و نیم برابر ولی تعداد شهرها حدود هفت برابرشده است .

به موازات شهر گستری و شهرنشینی امروزه دو موضوع مهم و قابل تامل در زندگی جمعی ایرانیان قابل مطالعه و تامل و توجه است :

یکم : پیدایش" شهر روستاهای "متعدد  در ایران که بلحاظ رفتار جمعی و اقتصادی و اجتماعی بصورت ترکیب ناهمگون از دو گونه " زندگی جمعی " است.

دوم : استقرار جمعیتی بالغ بر حدود 20 میلیون در حاشیه ها و یا مسکن نامطلوب و غیررسمی ،

 پدیده پیش گفته علاوه بر پیامدهای خود، شکل گیری فرهنگ و اخلاق شهرنشینی را دچار تاخیر و تغییر  مینماید.

روابط اجتماعی سنتی در جامعه ایران فروکاهیده و روابط جدید و مبتنی بر اخلاق و فرهنگ شهرنشینی دچار تاخیر و نقص و نوسان است و به بیان دیگر سرمایه اجتماعی سنتی و مبتنی بر روابط درون گروهی کم رنگ ولی سرمایه اجتماعی جدید و بین گروهی و فراگروهی که لازمه فرهنگ شهرنشینی می باشد به موازات آن چندان شکل نگرفته است .

این شرایط میتواند کاهش دهنده همبستگی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و حمایت اجتماعی بین شهرنشینان بوده و انبوه بیگانگان را  شکل دهد.

انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فنآوری با اغتنام از فرصت و براساس رسالت اجتماعی ، علمی و مدنی خویش ، سلسله گردهمآیی دوسالانه خویش را با تمرکز بر موضوع " اخلاق و فرهنگ شهرنشینی " همایشی ملی را برای خرداد 1399 پیش بینی مینماید که با همکاری  دانشگاه ها، مراکز علمی و پژوهشی، نهادهای مدنی، پژوهشگران و کنشگران اجتماعی و با همراهی سیاستگذاران و برنامه ریزان شهری ،  برگزار خواهد شد.